^برگشت به بالا
  
  
  

دوستان درسا

Login Form

آغاز سال نو تا به دنیا اومدن درسا

سال 1392 هم از راه رسید و لحظه تحویل سال 1392 هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران ،ساعت  ۱۴:۳۱:۵۶ روز چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ هجری شمسی بود.

بعد از تحویل سال چند جا برای عید دیدنی رفتیم ، من با اینکه رعایت می کردم و خیلی شیرینی جات نخوردم ولی همون چند تا شیرینی کوچولویی هم که خورده بودم روی دختر کوچولوم اثر گذاشته بود و اینقدر حرکتشو زیاد کرده بود که حتی شب از حرکت های زیاد دخترکم نمی تونستم بخوابم بنابراین تصمیم گرفتم که در دید و بازدیدهای عید شیرینی نخورم یا حداقل در یک روز یه دونه بخورم.

در ضمن یه مقدار فشار خونم هم بالا رفته بود که رژیم غذایی بی نمک رو هم رعایت میکردم ولی با این حال بخاطر یه سری فشارهای عصبی که بخاطر خونه و ... یه سری مسائل دیگه به وجود اومده بود  فشارم گاهی خیلی بالا میرفت.

خلاصه من برای 17 فروردین به سونوگرافی رفتم و متاسفانه مثل قبل همه چیز خوب پیش نرفته بود. جنین اصلا رشد خوبی نداشته( سن حاملگی بر اساس LMP حدود 32 هفته بود ولی بر اساس AC حدود 26 هفته و 4 روز بود یعنی 6 هفته کمتر)!!!

وزن جنین .........

منزل نو

از پا قدم دختر گلم ما تصمیم گرفتیم یه خونه بزرگتر بگیریم. بنابراین به دنبال خونه از این بنگاه به اون بنگاه و البته خونه خودمون رو هم برای فروش گذاشتیم تا بلاخره هم زمان با پیدا کردن خونه مورد نظرمون، خونه خودمون هم به فروش رفت و طبق قرارداد باید 10 اسفند ماه 1391 خونه مون رو تحویل می دادیم و خونه ی جدید رو تحویل می گرفتیم. بر همین اساس اول اسفند با کمک مامانم ، خاله منظر ، یه کارگر و همچنین مریم سادات یکی از دوستای مامانم وسایلم جمع و در کارتون بسته بندی شد. ولی متاسفانه

سونوگرافی

برای اولین بار در دوران بارداریم در تاریخ سوم آبان ماه 91 به سونوگرافی رفتم. یه حس عجیبی داشتم نمی دونم هیجان ، نگرانی... ! البته چون با مترو رفتم حالم هم بد شده بود چون مترو خیلی شلوغ بود و جای نشستن نبود، خیلی خسته شده بودم . بالاخره ایستگاه هفت تیر از مترو پیاده شدم و با تاکسی به سمت خیابان قائم مقام فراهانی رفتم. سونوگرافی قائم مقام مرکز خیلی شلوغیه. خلاصه بعد از کلی انتظار نوبتم شد و وضعیت منو اینطور گزارش کرد:

سن حاملگی در حدود 9 هفته و 2 روز از LMP میباشد و ضربان قلب جنین قابل رویت میباشد و از همه جالبتر

تغییرات

این روزها من خیلی بی حوصله و خوابالو شدم شاید تقریبا هفده -هجده ساعت در روز میخوابم. واقعا روزهایی که حمید دانشگاه داره و برای ناهار زودتر میاد خونه با چه سختی از خواب ناز بلند میشم تا ناهار رو زودتر آماده کنم. بعضی روز ها سردرد شدید دارم. خیلی زود

آغاز دورانی جدید

روز اول مهر ماه سال 1391 آغاز دورانی جدید:

 

امروز اول مهر ماه سال 1392 است، دقیقا یک سال پیش یعنی 91/7/1 من صبح به آزمایشگاه رفتم برای تست بارداری و بعدازظهر تلفنی جواب را از مسئول آزمایشگاه پرسیدم وقتی گفت جواب آزمایشم مثبته یه حس عجیبی بهم دست داد هم خوشحال شدم هم ...

کلیه حقوق متعلق به سایت من و درسا می باشد.