^برگشت به بالا
  
  
  

دوستان درسا

Login Form

درسا، سوگلی خونه ی ما

 تا امروزجمعه 31 مرداد، یک سال و سه ماه و بیست و شش روزه که درسا جونم مرکز توجهات و سوگلی خو نه ی ماست. حالا که دیگه هر روز یه حرکت و توانمندی جدید، یه حرف جدید و یادگیریهای جدید.

فرشته کوچولوی ما به سرعت بزرگ و بزرگتر و هر روز شیرین و شیرین و شیرین تر میشه.

درسا جونم بیشتر اوقات روی بلندی ها مثل مبل ، میز ، تخت ، پا تختی و خلاصه هر چیزی که بالاتر از سطح زمین باشه به سر میبره. چند روزه که یاد گرفته صندلی آشپزخونه رو به عقب میکشه و میره روی صندلی و سپس روی میز. قبلا که صندلی رو عقب نمی کشید وقتی می رفت روی اون بین صندلی و میز گیر میکرد و بعد از کمی نق زدن از رفتن روی میز منصرف میشد و به دنبال کار دیگه ای می رفت. 

وقتی درسا بین ص...
وقتی درسا بین صندلی و میز گیر می کرد، الان دیگه بلا شده صندلی رو به عقب می کشه و میره روی اون و سپس روی میز. وقتی درسا بین صندلی و میز گیر می کرد، الان دیگه بلا شده صندلی رو به عقب می کشه و میره روی اون و سپس روی میز.

تازه وقتی وروجک خانوم میره روی میز به خصوص میز جلوی مبل روی اون راه میره و کلی ذوق می کنه و وقتی بهش میگم مواظب باش نیوفتی، حواسشو بیشتر جمع می کنه . 2-3 ماهی هست که درسا جونم توانایی بالا رفتن رو به دست آورده، اوایل  درسا جونم برای رفتن روی مبل و میز پاشو روی چیزی قرار میداد تا بتونه بره بالا ولی حالا هزار ماشالا در یه چشم بهم زدن از هر جایی رفته بالا. 

سوگلی خانم حالا دیگه کلی به مامانی در انجام کارای خونه مثل جارو کشیدن و بردن وسایل سفره، بستن در یخچال و در ماشین ظرفشویی کمک می کنه.( تا در ماشین ظرفشویی رو باز می کنم درسا میره روش میشینه یا میایسته و من بخاطر اینکه درسا خودش بدون مقاومت بیاد پائین بهش میگم:..............

درسا جونم به مامان کمک کن در ماشین ظرفشویی رو ببندیم و دختر از گل بهترم سریع میاد پائین و در ماشین رو می بنده) قربونش بشم در حال انجام هر کاری باشه بهش بگم درسا بیا به مامان کمک کن به سرعت به سمت من میاد

 حالا دیگه درسا جونم خیـــــــــلــی خوشگل مامانی رو صدا میزنه. درسا جونم بابایی هم میگه ولی مامانی رو بهتر میگه و و هر کلمه ی دیگه ای که به درسا میگیم که تکرار کنه فقط دو حرف اول و یا فقط حرف اول اون کلمه رو میگه! وقتی از درسا می خواییم مامانی رو صدا بزن درسا میگه: مـایــی و وقتی ازش می خواییم که بگه مامان، درسا میگه:مــا. خوشمزه خانوم هر موقع سرش رو روی متکا میذاره میگه: خو (یعنی خور-پیش) و می خنده.

گاهی هم برخی کلمات رو درست و کامل ادا می کنه ولی دیگه تکرار نمیکنه.

از اول مرداد ماه هم قبل از اینکه جیش کنه میاد پیش من و میگه: جیش ( کلمه ی جیش رو کامل و درست میگه) و گاهی هم وقتی کار از کار میگذره میگه.

از همون اوایل مرداد ماه علاقه ی زیادی به روشن و خاموش کردن کلید های برق پیدا کرده و خودشو هر جور شده به کلید برق میرسونه مثلا توی اتاق خواب ما با گذاشتن قوطی شیر خشک زیر پاش دستش به کلید برق میرسه و توی اتاق خودش با رفتن روی لبه ی تختش که البته باید کمی هم دستش رو دراز کنه و توی آشپزخونه با رفتن روی سطل آشغال!!!

تلاش برای رسیدن...
تلاش برای رسیدن به کلید برق تلاش برای رسیدن به کلید برق

روز سه شنبه 28 مرداد بود که از درسا جونم خواستم یکی یکی اعضای صورت قشنگشو نشون بده و دختر گلم همه رو به درستی نشون داد تازه از درسا خواستم که چشم عروسک  پو، رامکال و خرگوش هم نشون بده و عزیز دلم سریع این کار رو کرد.

 از ماه پیش ،نازدونه ی ما بوس کردن رو یاد گرفته. اوایل فقط باباش رو بوس میکرد یه روز در ماه رمضان بود که پدر درسا که بسیار خسته بود اومد خونه و روی تخت دراز کشید و دختر قند عسلم وقتی دید باباش اینقدر بیحاله سریع رفت روی تخت و تندی بابایی رو بوس کرد، وای خدای من انگار همه ی خستگی های بابای درسا از بین رفت.چند وقتی هم هست که  درسا جونم بوس فرستادن هم یاد گرفته ولی فقط دو تا دستای کوچولوشو میذاره جلوی دهنش و دیگه به سمت مقابل باز نمی کنه.عـــــــزیزمی.

بیشتر اوقات متاسفانه درسا برای دیدن تلویزیون میره جلو و تقریبا به تلویزیون می چسبه مخصوصا اگر چیزی که نشون میده براش جذاب باشه و من به درسا میگم: درسا جونم چشمای خوشگلت درد می گیره بیا عقب و دختر گلم در حالیکه چشمش به تلویزیونه عقب عقبی میاد تا برسه به جایی که من نشستم و خودشو با خنده میندازه تو بغل من و یا آروم روی پای من میشینه. درسا خیلی زیاد به صلوات خاصه امام رضا (ع) که قبل از اخبار شبکه ی یک پخش میشه علاقه منده و هر جایی باشه و این صلوات از تلویزیون پخش بشه خودشو سریع به جلوی تلویزیون میرسونه و تا آخرش همون جا می ایسته.

من همیشه سعی می کنم موقع اذان، صدای اذان تو خونه پخش بشه برای همین اگر درسا در حال دیدن برنامه ی دیگه ای باشه اونو موقع اذان قطع میکنم یا اگر تلویزیون خاموش باشه ،روشنش میکنم. عزیز دلم حالا دیگه تا صدای اذان رو می شنوه سریع یه مهر برمیداره و نماز می خونه. روز چهارشنبه 29 مرداد تا صدای اذان رو شنید دوید توی اتاق و از توی کشو جانمازه منو درآورد و چادر منو همونطور تا کرده انداخت روی سرش و شروع کرد به نماز خوندن. قربونش برم، اینقدر خوشگل و با جدیت نماز می خونه. چند وقتی هم هست که به تسبیح علاقه مند شده و تسبیح رو توی گردنش میندازه. یه روز که خونه ی مامانم بودیم یه دفعه دیدم درسا سه تا تسبیح تو گردنشه و برای خودش میره اینور ،میره اونور. خانوم خانوما تسبیح جانمازه من و مامانم و بابام رو برداشته بود و به گردنش انداخته بود و از این حرکتش کلی احساس خوشحالی میکرد.

اینم وقتی درسا ...
اینم وقتی درسا جونم تسبیح ها رو توی گردنش میاندازه اینم وقتی درسا جونم تسبیح ها رو توی گردنش میاندازه
 

نفس مامان با هر آهنگی میرقصه. مدل رقص دخترم اینجوریه که دور خودش می چرخه و چند وقتی هم هست که یاد گرفته پای چپش رو یه کم بالا میاره و دوباره به زمین می زنه.

دوتا از دندونهای کرسی دخترم هم در حال بیرون اومدنه، البته سرش بیرون زده، یکی در لثه یپائین و یکی در لثه ی بالا هردو سمت چپ.

دختر نازنینم همچنان خیلی خیلی زیاد ددر رو دوست داره و روز به روز هم علاقش به بیرون رفتن بیشتر میشه.

توی میوه های این فصل خیلی زیاد به انگور علاقه داره و همچنین عاشق گوجه فرنگیه.

عکس های مرداد ماه درسا جونم رو هم از اینجـــا ببینید

 

دیدگاه‌ها   

+1 #10 الهام 1393-06-31 15:03
امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگ که میافته یک دونه از غمهای دلت کم بشه
پاییزت مبارک
نقل قول کردن
+1 #9 منصوره 1393-06-30 12:47
سلام عزیزم
فدای دختر نازمون
هزار ماشاالله خانم شده
مثل ماه میمونه ماه ه ه ه ه
نقل قول کردن
+3 #8 سارا مطلبی 1393-06-12 08:06
درسا خانم داری خیلی بامزه میشی
نقل قول کردن
+1 #7 مامان درسا 1393-06-08 21:53
به نقل از منصوره:
قوربون درسا جون
منتظر عکساشیم مامانی

منصوره جان تا الان 7 تا عکس از شهریور ماه درسا جونم گذاشتم
نقل قول کردن
+2 #6 منصوره 1393-06-08 13:10
قوربون درسا جون
منتظر عکساشیم مامانی
نقل قول کردن
+4 #5 فرشته 1393-06-06 12:48
هزارماشاءاله درساخانم خیلی شیرین شده براش اسپند بدود
روز دختر مبارک درسای عزیزم
نقل قول کردن
+5 #4 الهام 1393-06-06 02:02
من از تو گلبنی بهتر ندیدم / ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم

میان این همه گلهای عالم / گلی خوشبوتر از دختر ندیدم . . .

روز دختر مبارک
نقل قول کردن
+4 #3 سارا مطلبی 1393-06-04 21:47
درسا جوووون لینکی :lol: :lol: اینم آدرس وبم www.mano ayda.blogfa.com درسا جون به وبم سر بزن از حضور گرمت توی وبم خوش حال می شم
نقل قول کردن
+5 #2 عمه نسرین 1393-06-02 08:20
عروسکم زنده و سلامت باشی
بوووووووووووووس بووووووووووسی جوجه شیطونکه
نقل قول کردن
+7 #1 الهام 1393-06-01 16:52
خاله فدای شیطونیات بشه عزیزم فدای رقصیدنت
خوشگلم مرواریدای جدیدت مبارک
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق متعلق به سایت من و درسا می باشد.