^برگشت به بالا
  
  
  

دوستان درسا

Login Form

تورنتو

ما در منطقه ی ریچموند هیل تورنتو ساکن شدیم. همه جا به جای سبزه برف دیده میشه! خدا رو شکر مدت زمانی که در تورنتو بودیم هر روز هوا آفتابی و بسیار خوب بود، البته دوستانی که در تورنتو ساکن بودن از اینکه یه دفعه هوا اینقدر خوب شده بود تعجب کرده بودن.روز یکشنبه 17 اسفند میترا جون که از دوستان من بود به همراه همسرش آقا هومن و دختر کوچولوش ، آوا به دیدن ما اومدن و درسا کلی با اوا که چهار سالش بود و مثل درسا عاشق بدو بدو و بالا پائین پریدن بود، بازی کرد.

ما روز جمعه 22 اسفند به آبشار نیاگارا رفتیم. تقریبا 2:30 طول کشید تا ما به آبشار نیاگارا رسیدیم. تکه یخ های بسیار عظیمی در پایین آبشار به چشم می خورد. 

در بعضی از قسمت های پیاده رو  به علت آب شدن کمی از برف ها مقداری آب جمع شده بود که دختر خوشگل من........

فقط باید از جاهاییکه آب جمع شده بود رد میشد و گاهی هم محکم پاشو توی آب میزد و به ابن ترتیب کفش و جورابش خیس خیس شد. بعد از دیدن از مناظر زیبای آبشار به یک شهر بازی که تقریبا در همون نزدیکی بود رفتیم. 

روز یکشنبه 24 اسفند درسا جونم به تولد 4 سالگی آوا جون دعوت شده بود. مدل جشن تولد اینجا اینجوریکه یه شهر بازی رو برای چند ساعت اجاره میکنن تا بچه ها حسابی بازی کنن و خوش بگذرونن. خلاصه اول که درسا وارد شهر بازی شد به سرعت به سمت استخر توپ رفت. بعد از یه مدت بازی رفتیم برای پذیرایی که یه میز بزرگ با صندلی های کوچیک بود برای بچه ها که درسا و همه ی دوستای آوا جون اونجا نشستن و با پیتزا، انواع میوه و بیسکوییت پذیرایی شدند و البته برای پدر و مادر ها ی بچه ها هم پذیرایی انجام شد. درسا جونم از هول بازی خیلی کم از پیتزا خورد و رفت. دوباره بعد از کلی بازی نوبت جشن و فوت کردن شمع و بریدن کیک شد. همه ی بچه ها دور یه میز دیگه نشستن و کیک رو یکی از خانوم هایی که مسئول اونجا بود آورد و همه با هم شعر تولد مبارک خوندن و بعد هم برای همه یک تکه کیک آورده شد که درسا خانوم فقط خامه ی کیک رو خورد که البته خیلی خوشمره و متفاوت از خامه ی کیک های ما بود. دوباره بچه ها به بازی مشغول شدند و پدر مادر ها هم با چای و قهوه پذیرایی شدن و در آخر هم مامان آوا جون به همه دوستان آوا جون یه هدیه داد و البته یه هدیه مخصوص هم برای درسا و اینجوری تولد تموم شد.

ما بعد از اتمام تولد به همراه خانواده میترا جون به منزل اونها رفتیم چون از قبل برای شام هم دعوت شده بودیم. خلاصه ما روز بسیار خوبی در کنار میترا جون و خانواده اش داشتیم .

ما 13 روز در تورنتو بودیم و چهارشنبه شب 27 اسفند 1393 به ونکوور رفتیم.

عکس های  درسا در تورنتو را از اینجا ببینید

دیدگاه‌ها   

+2 #1 فرشته 1394-01-16 17:56
چقدررر خوب خداروشکر بهتون خوش گذشته خیلی جاهای جالبی رفته درسا حسابی کیف کرده
چقدر لباس سبزه بهش میاد
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلیه حقوق متعلق به سایت من و درسا می باشد.